مراد على شمس

275

با علامه در الميزان ( فارسى )

و لازمهء اين معنا عبارتست از اينكه ؛ رسول شرافت وساطت بين خدا و بندگان را دارد ، و نبى شرافت علم به خدا و معارف خدايى را دارد . « 1 » س 246 - مراد از « نبىّ » و « رسول » در روايات ، و نسبت بين آن دو چيست ؟ ( بحث روايتى ) ج - در « كافى » از حضرت باقر عليه السّلام روايت شده كه فرمود : نبى آن كسى است كه خواب مىبيند و صدا مىشنود ولى ملك را مشاهده نمىكند و رسول كسى است كه صدا مىشنود و خواب نمىبيند و ملك را مشاهده مىكند . « 2 » مؤلّف [ علّامه رحمه اللّه ] : روايات ديگرى نيز به همين مضمون وارد شده و ممكن است خصوصيات روايات از امثال آيه ( 13 ) شعراء كه مىفرمايد : « فَأَرْسِلْ إِلى هارُونَ » استفاده شود و منظور اين نيست كه رسول كسى است كه ملك وحى به سوى او فرستاده شده ، بلكه منظور اين است كه نبوت و رسالت دو مقام الهى است و علامت نبوت خواب ديدن و علامت رسالت مشاهدهء ملك وحى است و بعضى از پيغمبران داراى هردو مقام بوده‌اند و لذا هردو علامت در ايشان موجود بوده است بنابراين ، نبى و رسول از حيث مصداق اعم و اخص است ، نه از حيث مفهوم و شاهد اينكه بين موارد آنها عموم و خصوص مطلق است اينكه در روايت ابو ذر دارد « چند تن از ايشان مرسلند » . « 3 » س 247 - چه پاسخى مىتوان به اعتراض برخى كه گفته‌اند آيهء « وَ لكِنْ رَسُولَ اللَّهِ وَ خاتَمَ النَّبِيِّينَ » « 4 » ، تنها دلالت بر خاتميت نبوّت ( انبياء ) دارد ، نه خاتميت رسالت ( رسولان ) داد ؟ ( بحث روايتى ) ج - جواب اين است كه نبوت از لحاظ افراد اعم از رسالت است ، بنابراين ،

--> ( 1 ) . الميزان ؛ ج 2 ، ص 210 . ( 2 ) . اصول كافى ، ج 1 ، ص 176 . ( 3 ) . الميزان ( 40 جلدى ) ؛ ج 3 ، ص 209 . ( 4 ) . سورهء احزاب ، آيهء 40 .